شهاب الدين احمد سمعانى

373

روح الأرواح فى شرح أسماء الملك الفتاح ( فارسى )

او را به قدر گناهش ، پس از دوزخ بيرون آرد و به بهشت برد . وَ إِنْ مِنْكُمْ إِلَّا وارِدُها . در اين دو قول است : مجاهد چنين مىگويد كه اين مرض است ، و مصطفى - عليه السّلام - خبر داد از حق - جلّ جلاله : انّ اللّه تعالى يقول : هى نارى اسلّطها على عبدى المؤمن تكفيرا لذنوبه . و قولى ديگر آن است كه اين دوزخ است ، و چون گوييم مراد دوزخ است ، دو قول ديگر است : يك قول آن است كه مراد از اين كافران‌اند ، و ديگر قول آن است كه مراد از اين مؤمن و كافراند . آنگه در كيفيّت ورود دو قول است : يك قول آن است كه مراد از ورود دخول است ، و اين قول ابن عبّاس است 20 ليردها كل بر و فاجر . و ديگر قول آن است كه مراد از اين ورود وصول است و برگذشتن . قال اللّه تعالى : وَ لَمَّا وَرَدَ ماءَ مَدْيَنَ اى وصل ، تا نهايت سرور حاصل گردد مؤمن را به نجات از او ، و آن بعد مشاهدت بود 21 . و در متعارف مردمان آن است كه گويند : اشتر الدّار من الابن لا من الاب ، لانّ الابن لا يعرف قدرها . نديدى كه چون آدم - عليه السّلام - جنّت رايگان يافت به حبّه‌اى بفروخت . فيوردهم النّار ليعرفوا قدر الجنّة اذا نجوا منها لان وجود النّعمة بعد المحنة اطيب و الذّ . و ايضا لانّه يريد جل جلاله ان يرى الكفّار جودة عناصر الموحّدين لانّ الجوهر / a 124 / الاصلىّ لا يعمل فيه النّار و لا يفسده و انّما يفسد البلّور و غيره . و المؤمن كالذّهب الخالص لا يضرّه النّار . حكمت ربّانى آن است كه تا جودت عنصر و قوّت حالت 22 موحّدان به مشركان نمايد كه جوهر چون اصلى بود آتش را ، چشم در وى نبيند امّا جوهر بىاصل را تباه كند . چنانستى كه با ابليس مىگويد : تو گفتى : به اوّل : ا اسجد لمن خلقت طينا . اكنون نگر كه اين طين به تمكين ما به محلّى رسيد كه دوزخ از وى فرياد مىكند . اى جوامرد ! تأديب در حكمت مستحسن است ، بردن مؤمنان به دوزخ ادب است نه غضب . ديگر آب و گل را كه بر آتش گذرند همى قيمت نگيرد . ديگر دنيا دار با غبار است درن و وسخ معاصى بر وى نشسته . از دوزخ گرماوه‌اى ساختند تا در آن گرماوه آيى و از اوساخ مطهّر گردى ، آنگه به محل كرامت و منزل سعادت فرود آيى . هر كه را از جايى محنت نموديم هم از آنجاش نعمت نماييم . محنت يعقوب از قميص بود : وَ جاؤُ عَلى قَمِيصِهِ بِدَمٍ كَذِبٍ . نعمت هم از آنجا نموديم : اذْهَبُوا بِقَمِيصِي . محنت موسى از دريا نموديم : فَأَلْقِيهِ فِي الْيَمِّ ، نعمت هم از آنجا نموديم : وَ أَنْجَيْنا مُوسى . ابتداء محنت تو از آتش بود كه ابليس گفت : أَنَا خَيْرٌ مِنْهُ . * فردا تمامى نعمت به آتش نماييم ثُمَّ نُنَجِّي الَّذِينَ اتَّقَوْا 23 . و نور معرفت عارفان را به آتش